السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
345
تفسير الميزان ( فارسي )
همانطور كه مادر مهربان با بچه شيرخوار خود عمل مىكند . * ( « سِنِينَ عَدَداً » ) * - اين جمله ظرف است براى « ضرب » و « عدد » مانند عد مصدر به معناى معدود است ، و بنا بر اين معناى جمله مزبور سنين معدودا است ، و بعضى گفتهاند : مضافى در اين ميان حذف شده ، و تقدير كلام « سنين ذوات عدد ، يعنى سالهايى داراى عدد » بوده است . ولى زمخشرى در كشاف گفته توصيف سنين به عدد احتمال دارد به منظور تكثير و يا تقليل بوده باشد ، و در هر حال معنا : « سالهاى بسيار » باشد چون به منظور تقليل هم كه باشد كثير نزد ما نزد خدا قليل است هم چنان كه عمر دنياى ما را يك ساعت از روز خوانده و فرموده : « لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ - در دنيا مكث نكردند مگر ساعتى از روزى » زجاج گفته : اين توصيف به منظور تكثير است ، چون هر چيزى وقتى زياد باشد محتاج به شمردن و عدد است و اما اندكش احتياج به عدد ندارد ، اين هم خلاصه كلام زمخشرى بود « 1 » . و چه بسا عنايت در اين توصيف به اين بوده كه كمى مقدار سالها را برساند ، چون هر چيزى وقتى زياد شد ديگر قابل شمردن نيست و عادتا آن را نمىشمارند ، پس اينكه فرموده سالهايى معدود ، يعنى اندك و قابل شمار ، هم چنان كه همين قرآن كريم اين عنايت را در داستان به فروش رفتن يوسف ( ع ) به بهاى اندك به كار برده و فرموده : « وَشَرَوْه بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ » « 2 » يعنى درهمهايى اندك . بعلاوه اگر منظور از اين توصيف تقليل باشد با سياق مناسبتر است ، زيرا در سابق هم گفتيم كه زمينه كلام افاده اين معنا است كه سرگذشت اصحاب كهف امر عجيبى نيست ، و با اين زمينه تقليل سازگارتر است نه تكثير . و معناى آيه روشن است ، و از آن استفاده مىشود كه اصحاب كهف در اين مدت طولانى در خواب بودهاند نه اينكه مرده باشند . * ( « ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً » ) * . مراد از « بعث » در اينجا همان بيدار كردن است ، نه زنده كردن . به قرينه آيه قبلى كه دلالت داشت بر اينكه در اين مدت در خواب بودند نه اينكه مرده باشند . راغب گفته : كلمه « حزب » به معناى جماعت است اما جماعتى كه يك نوع فشردگى داشته باشند « 3 » . و نيز در باره كلمه « امد » گفته : اين كلمه با كلمه « ابد » در معنا نزديك به همند ، با اين تفاوت كه ابد مدت زمانى را گويند كه حد محدودى نداشته باشد و مقيد به حدى نشده
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 705 . ( 2 ) او را بفروختند به بهايى ناچيز و درهمهايى معدود . سوره يوسف ، آيه 20 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « حزب » .